پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۳

از نکاه نیم مستت العیاذ

وز بلای زلف شستت العیاذ

بر صف دلها زد و تاراج کرد

فتنهای چشم مستت العیاذ

دل ز من بردی و قصد جان کنی

کی برم من جان ز دستت العیاذ

زلف بگشا موبمو وارس به بین

هیچ دل از دام رستت العیاذ

از میانت نیست چیزی در میان

وز دهان نیست هستت العیاذ

از سرا پا هرچه داری الحذر

پای تا سر هر چه هستت العیاذ

فیض از تو هم پناه آرد بتو

گرنه پروای منست العیاذ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۵مراست دیدن روی تو بی‌نقاب لذیذ
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۶زاهد گر ترا ریاست لذیذ
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۷به دل کاشتم مهر آن طفل جاهل ز راه نظر
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۸از پای تا سر چشم شو حسن و جمالش را نگر
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۹بهر جا راه گم کردم بر آوردم ز کویت سر
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۰گشتم به بحر و بر پی یار بی سیر
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۱ای بهار جان و ای جان بهار
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۲آمدم کآتش زنم در بیخ جبر و اختیار
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.