پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۷

در جان و دل چو آتش عشقش علم کشید

سلطان صبر رخت به ملک عدم کشید

مهرش چو جای کرد در اوراق خاطرم

بر حرفهای غیر یکایک قلم کشید

دل را که بود طایر قدسی بریخت خون

شوخی نگر که تیغ بصید حرم کشید

شد زنده سر که در قدم دوست خاک شد

جان مرد چون ز درگه جانان قدم کشید

در بزم عشق هرکه به عیش و طرب نشست

بس جرعها ز خون جگر دم بدم کشید

گرچه بسی کشید دلم از شراب عشق

از جام بود خم و سبو بحر کم کشید

ز نهار فیض دست مدار از شراب عشق

تا آنزمان که بحر توانی بدم کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۹خویش را اول سزاوارش کنید
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۰یاران میم ز بهر خدا در سبو کنید
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۱هر که راه عشق پوید هم ز عشقش بر بروید
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۲هدهدی کو که از سبا گوید
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۳از نکاه نیم مستت العیاذ
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۴از بلای چشم مستت العیاذ
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۵مراست دیدن روی تو بی‌نقاب لذیذ
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۶زاهد گر ترا ریاست لذیذ
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.