پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۵

عیش دنیا به جز خسان نرسید

جز ریاضت به عاقلان نرسید

سود کرد آنکه دل ز دنیا کند

مرد آزاده را زیان نرسید

گشت بیچاره آنکه دنیا خواست

هرچه را بست دل بآن نرسید

سود دنیا زیان، زیانش سود

زین دو چیزی بعارفان نرسید

جان عارف گذشت از دو جهان

دو جهانش بگرد جان نرسید

از هوا و هوس کسی نگذشت

که بعشرتگه جهان نرسید

هر که دل در سرای فانی بست

همت کوتهش بآن نرسید

هر که روزی زیاده خواست ز قوت

دست جانش بقوت جان نرسید

هیچکس سر بنان فرو نارد

که بنانش بآب و نان نرسید

هر که دنیا بآخرت نفروخت

هم ازین ماند و هم بآن نرسید

همت هیچکس نشد عالی

که بفضل علوشان نرسید

نتوان شرح این معانی فیض

نه بدیعست گر بیان نرسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۷در جان و دل چو آتش عشقش علم کشید
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۸دیده از نور جمال دوست چون بینا کنید
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۹خویش را اول سزاوارش کنید
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۰یاران میم ز بهر خدا در سبو کنید
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۱هر که راه عشق پوید هم ز عشقش بر بروید
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۲هدهدی کو که از سبا گوید
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۳از نکاه نیم مستت العیاذ
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۴از بلای چشم مستت العیاذ
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.