پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۴

گذشت موسم غم فصل وصل یار رسید

نوای دلکش بلبل به نوبهار رسید

سحاب خرمی آبی بر وی کار آورد

نوید عیش بفریاد روزگار رسید

شگفته شد گل سوری فلک بهوش آمد

بیار می بملک مستی هزار رسید

صبا پیام وصالی ز کوی یار آورد

شفا بخسته قراری به بی‌قرار رسید

قرار گیر دلا مایهٔ قرار آمد

کنار باز کن ای جان که آن نگار رسید

شب فراق به صبح وصال انجامید

شکفته شو چو گل ای دل که گلعذار رسید

فراق دیدهٔ مخمور از شراب وصال

ز لعل یار به صهبای خوشگوار رسید

بپای لنگ و دل تنگ رفتم این ره را

دلم بیار و روانم بدان دیار رسید

بسی جفا که ز اغیار بر دلم آمد

کنون نماند غمی یار غمگسار رسید

هر آنچه خواست دلم شد بمدّعا حاصل

هزار شکر به امید امیدوار رسید

دعای نیمشب فیض را که رد می‌شد

کنون اجابتی از لطف کردگار رسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۶سوخت هرچند دل بجان نرسید
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۷در جان و دل چو آتش عشقش علم کشید
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۸دیده از نور جمال دوست چون بینا کنید
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۹خویش را اول سزاوارش کنید
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۰یاران میم ز بهر خدا در سبو کنید
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۱هر که راه عشق پوید هم ز عشقش بر بروید
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۲هدهدی کو که از سبا گوید
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۳از نکاه نیم مستت العیاذ
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.