پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۲

یاران ز چشم دل به رخ یار بنگرید

بلبل شوید و رونق گلزار بنگرید

تا کی ز چشم عقل نظر در اثر کنید

عاشق شوید و صانع آثار بنگرید

خود را چو ما به عشق سپارید در رهش

بی خود شوید و لذت دیدار بنگرید

از پای تا به سر همگی دیده‌ها شوید

حسن و جمال دلکش دلدار بنگرید

زین آب و خاک تیره بپوشید چشم سَر

وز چشم سِرّ به منبع انوار بنگرید

دکان جان و دل بگشائید در غمش

اقبال کار و رونق بازار بنگرید

از سوز جان متاع فراوان کنید غرض

ز الله اشتراش خریدار بنگرید

تاریک و تیره درهم و آشفته و دراز

در زلف یار حال شب تار بنگرید

چشمی به سوی کلبهٔ احزان ما کنید

افغان و ناله‌های دل زار بنگرید

گفتار نیک فیض شنیدند بر ملا

در خلوتش به زشتی کردار بنگرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۴گذشت موسم غم فصل وصل یار رسید
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۵عیش دنیا به جز خسان نرسید
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۶سوخت هرچند دل بجان نرسید
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۷در جان و دل چو آتش عشقش علم کشید
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۸دیده از نور جمال دوست چون بینا کنید
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۹خویش را اول سزاوارش کنید
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۰یاران میم ز بهر خدا در سبو کنید
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۱هر که راه عشق پوید هم ز عشقش بر بروید
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.