پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۱

سینه را چاک چاک خواهم دید

لشگر غم هلاک خواهم دید

خلوتم با تو دست خواهد داد

بزم از اغیار پاک خواهم دید

با تو یکچند شاد خواهم زیست

غیر را غصه ناک خواهم دید

بر لبم چون نهی لب میگون

سرّ روحی فداک خواهم دید

عاقبت جان بوصل خواهم داد

رمز هذا بذاک خواهم دید

زان لب و چشم مست خواهم شد

حسرت جان اتاک خواهم دید

کامم از تو حصول خواهد یافت

بر درت فیض خاک خواهم دید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۳شکر افشان دهانش نگرید
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۴گذشت موسم غم فصل وصل یار رسید
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۵عیش دنیا به جز خسان نرسید
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۶سوخت هرچند دل بجان نرسید
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۷در جان و دل چو آتش عشقش علم کشید
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۸دیده از نور جمال دوست چون بینا کنید
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۹خویش را اول سزاوارش کنید
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۰یاران میم ز بهر خدا در سبو کنید
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.