پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۲

گر گاسهٔ سر ظرف جنون شد شده باشد

ور بر تنم این کاسه نگون شد شده باشد

از بام چو افتاد مرا طشت برندی

رسوائی از اندازه برون شد شده باشد

چون دست ز جان شستم اگر در غم هجران

رنج تن رنجور فزون شد شده باشد

چون یاد لبش کردم و خون شد جگر من

از رهگذر دیده برون شد شده باشد

بگداخت مرا چون جگر از حسرت اگر هم

دل نیز در این واقعه خون شد شده باشد

تا چشم چو صاد تو بخوبیت بود فیض

گر بر سرش ابروی تو نون شد شده باشد

حال دل خون گشتهٔ فیض ار تو بپرسی

گوئی چو بگویند که خون شد شده باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۴هر آنکسکه خود را پسندیده باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۵دلی کز دلبری دیوانه باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۶هر کرا عشق یار میباشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۷دل مرا ز اندیشه اسباب دنیا سرد شد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۸جرعه‌ام را جام و مینا تنک شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۹نور ازل ظهور کرد رحمت خاص عام شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۰از می عشق مست خواهم شد
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۱از پی آن نکار خواهم شد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.