پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۴

هر آنکسکه خود را پسندیده باشد

بهر مویش ابلیس خندیده باشد

نباشد پسندیده جز آنکه حقش

در آیات قرآن پسندیده باشد

ز انوار ایمان و اسرار عرفان

فروغی بسیماش تابیده باشد

ز دیدار او حق به دیدار آید

که نور خدا زو تراویده باشد

در آئینه روی آن صاحب دل

خدای جهان را عیان دیده باشد

بحق بسته باشد دل غیب بین را

ز بیگانه و خویش ببریده باشد

بود بهر حق جنبش آن زنده دل را

نفرموده باشد نجنبیده باشد

خلایق ز حق سوی باطل گرایند

ز حق سوی حق او گرائیده باشد

بود مردمان را همه ترس از هم

خدا بین ز جز خود نترسیده باشد

بخسبد دو چشم دوبینان همه شب

یکی بین دو چشمش نخسبیده باشد

پسندیدهٔ دشمنان نیز باشد

ز بس دوست او را پسندیده باشد

خنک آنکه چون فیض گلهای قدسی

ز گلزار لاهوت می‌چیده باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۶هر کرا عشق یار میباشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۷دل مرا ز اندیشه اسباب دنیا سرد شد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۸جرعه‌ام را جام و مینا تنک شد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۹نور ازل ظهور کرد رحمت خاص عام شد
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۰از می عشق مست خواهم شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۱از پی آن نکار خواهم شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۲تا می نخورم زان کف مستانه نخواهم شد
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۳عشق از دل گذشت تا جان شد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.