پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

قطعات

شمارهٔ ۴

ای آصف جم قدر که حسن گهر تو

مشاطه دوشیزه هر معدن و کانست

چون آینه دیده تو یکرویی و یکدل

کلک تو ندانم ز چه معنی دوزبانست

نی‌نی چو تو‌یی ضامن ارزاق بد و نیک

این واهب روزی دو زبان از پی آنست

گر خود نه چنین‌ست چرا بر ورق نظم

خوناب معانی ز رگ لفظ روانست

سنگی که به من تحفه فرستاد به جایت

گویی که مرا تیزگر تیغ زبانست

این سنگ فسان نیست مرا درخور زیراک

مجنون ترا تیزی شمشیر زبانست

تیغ اجل خصم ترا تیز سزا نیست

کان را دل سخت ملک‌الموت فسانست

این خشک رگ از زشتی چون ساعد مرگ‌ست

اما چو ز دست تو رگ و ریشه جانست

بی باد دم تیغ تمامش به هوا رفت

این سنگ سبک روح مگر ریگ روانست

از نرمی جوهر چو زر دست فشارست

هم نزد تو نیکوست که میراث کسانست

گردد ز لبم باز سوی سینه دعایت

کاین گوهر شب تاب چراغ دل کانست

تا هست به میزان خرد جهل سبک سنگ

دانم که ترا کفه اقبال گرانست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶ - درستایش مشرقی و عذر‌خواهی از اوزهی ز مشرق طبع تو آفتاب خجل
  2. شمارهٔ ۷ - توصیف غار جمشیدیتعالی الله نه غارست این جهانیست
  3. شمارهٔ ۸ - اخوانیهترا ای نور چشم دشمن و دوست
  4. شمارهٔ ۹ - فراقیهای حکیمی کز استقامت طبع
  5. شمارهٔ ۱۰ - در تقاضای هیزمای آنکه دست تربیت آفریدگار
  6. شمارهٔ ۱۱ - درستایش نامه دوستقاصد آورد مرا نامه‌ای از حضرت دوست
  7. شمارهٔ ۱۲ - ماده تاریخ بنای خواجه محمد میرکدر زمان شه والاگهر عرش سریر
  8. شمارهٔ ۱۳ - ماده تاریخ تولدشب محمد مومن آن اخوالصفا
همه‌ی قطعات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.