پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

قطعات

شمارهٔ ۸ - اخوانیه

ترا ای نور چشم دشمن و دوست

ز چشم دوربین ما خبر نیست

اگر شد مضطرب شمع مرادت

گناه این نسیم مختصر نیست

دلم پروانه‌ای مست‌ست اما

به گرد شمع کس گستاخ پر نیست

نسیمم می‌پرستد بوی گل لیک

چو باد نو‌بهاران دربدر نیست

تو خود دانی که من اشک نیازم

مرا معشوق جز مژگان تر نیست

نه از گلشن که گر از دیده روید

مرا گل هیچ سامان نظر نیست

کدامین شعله سیر سینه‌ام کرد

که صد خلدش نهان در یک شرر نیست

وگر باشد سر و برگ تماشا

بهشتی تازه چون داغ جگر نیست

مرا هر داغ گلزار نشاط است

بهشت من چو باغت مختصر نیست

سخن کوتاه زین آشفته‌طبعان

ملالی هست طبعت را وگر نیست

به کام دشمنان هم باش چندی

به کام دوستان بودن هنر نیست

تو خود دانی که در میخانه دهر

میی از ترک مطلب صافتر نیست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰ - در تقاضای هیزمای آنکه دست تربیت آفریدگار
  2. شمارهٔ ۱۱ - درستایش نامه دوستقاصد آورد مرا نامه‌ای از حضرت دوست
  3. شمارهٔ ۱۲ - ماده تاریخ بنای خواجه محمد میرکدر زمان شه والاگهر عرش سریر
  4. شمارهٔ ۱۳ - ماده تاریخ تولدشب محمد مومن آن اخوالصفا
  5. شمارهٔ ۱۴ - اخوانیهرسید مژده که خورشید آسمان جلال
  6. شمارهٔ ۱۵ - مدح میرزا غیاث‌الدینزمین عفو کسی بوسه میزند گنهم
  7. شمارهٔ ۱۶ - اخوانیهخوشا وقت قلم کز دست فیضت
  8. شمارهٔ ۱۷ - هجویهخواجه را از زبان بنده بگو
همه‌ی قطعات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.