پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

قطعات

شمارهٔ ۶ - درستایش مشرقی و عذر‌خواهی از او

زهی ز مشرق طبع تو آفتاب خجل

که هر چه زاده این مشرق‌ست بهتر ازوست

تواضعی‌ست ز تو مشرقی وگرنه سپهر

فسرده غنچه پر گرد و خاک این مینوست

چو لب به شعرگشایی ز فیض شادابی

سخن بر آن لب مانند سبزه بر لب جوست

ز نو‌بهار ضمیر تو گوش را چون گل

هزار گونه طراوت برون ز رنگ و ز بوست

به تخم کاری طبع و به آبیاری فکر

چه احتیاج مرا وصف تو گل خودروست

سواد خط دهد از معنی تو نکهت مشک

مگر معانی رنگین تو گل شب‌بوست

خیال زلف بتان هست در دل همه کس

چرا همین سخن دلکش تو عنبربوست

وفا شکوها صافی دلا ملک طبعا

غبار خاطرت از من بگوی تا ز چه روست

اگر فسرده‌زبانی ز غمز حرفی گفت

تو خود ندانی کان آب خانه‌زاد سبوست

زبان بنده و بد گفتن آسمان داند

که در قبیله نطقم هر آنچه هست نکوست

به راستی سخنم در زمانه مشهورست

وگر کجی‌ست در آن تاب زلف و پیچش موست

در این حدیث دل پاک تو گواه منست

زهی به پاکدلی شهره نزد دشمن و دوست

فرشته خویا لعن خدا بر آن شیطان

که سرگردانی خوی تو از غوایت اوست

چو نقش کینه نفس در دلش گره بادا

که مغز تلخ همان به که پوسد اندرپوست

گر احمقی سخنی گفت منحرف چه شوی

شتاب بر اثر بانگ غول نانیکوست

نوای مجلس روحانیان چه می‌داند

شکم‌پرستی که همچو نای جمله گلوست

گرفتم آن که زبانم نوای عصیان زد

کریم را نه که عفو گناه عادت و خوست

دو بیت کلکم ازین پیش کرده بود انشا

برای حال من امروز آن دوبیت نکوست

ز دوستان به گناهی نمی‌توان رنجید

کجی ز دوست پسندیده چون خم ابروست

دورنگی گل رعنا گناه گلشن نیست

گناه رنگ رزیهای آسمان دوروست

ولی به عذر تسلی نمی‌شود دل تو

بهل که خشک شوم همچو مشک اندرپوست

به خاکم ار گذری بعد از آن کنی معلوم

که از شمیم محبت‌پرست مرقد دوست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۸ - اخوانیهترا ای نور چشم دشمن و دوست
  2. شمارهٔ ۹ - فراقیهای حکیمی کز استقامت طبع
  3. شمارهٔ ۱۰ - در تقاضای هیزمای آنکه دست تربیت آفریدگار
  4. شمارهٔ ۱۱ - درستایش نامه دوستقاصد آورد مرا نامه‌ای از حضرت دوست
  5. شمارهٔ ۱۲ - ماده تاریخ بنای خواجه محمد میرکدر زمان شه والاگهر عرش سریر
  6. شمارهٔ ۱۳ - ماده تاریخ تولدشب محمد مومن آن اخوالصفا
  7. شمارهٔ ۱۴ - اخوانیهرسید مژده که خورشید آسمان جلال
  8. شمارهٔ ۱۵ - مدح میرزا غیاث‌الدینزمین عفو کسی بوسه میزند گنهم
همه‌ی قطعات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.