پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴ - ایضا له

در میکده صلاح و ورع در شماره نیست

آنجا جز آنکه باده بنوشند چاره نیست

حال مآل دردکشان گرچه شد نهان

احوال اهل صومعه هم آشکاره نیست

شد این کنار بحر سرشکم کنار من

وین طرفه تر که آن طرفش را کناره نیست

گر پاره ساخت تیغ جفای فلک دلم

کو دل که از جفای فلک پاره پاره نیست؟!

خواهی چو قلب لشکر عشاق را شکست

هویی بس است حاجت طبل و نقاره نیست

بر خود مخند عقل خرف از برای آنک

در شهر عشق پیر خرد هیچکاره نیست

فانی به یک نظر به تو چشم از حیات دوخت

حاجت به چشم دوختن اندر نظاره نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶ - ایضا لهرفتی اگرچه از بر من کی گذارمت
  2. شمارهٔ ۶۷ - ایضا لهاز تاب می دگر به سرم شعله در گرفت
  3. شمارهٔ ۶۸ - ایضا لهکسی که دل ز سر زلف مشک‌سای تو بست
  4. شمارهٔ ۶۹ - تتبع مولانا شاهیپیش جام پر می رخشنده مه را تاب نیست
  5. شمارهٔ ۷۰ - تتبع خواجهآن کاکل مشکین که به رخ گشت حجابت
  6. شمارهٔ ۷۱ - تتبع مخدومیتیره گشتم هر که آب اندر شراب ناب ریخت
  7. شمارهٔ ۷۲ - ایضا لهدم نقد است مرا کوی مغان باغ بهشت
  8. شمارهٔ ۷۳ - تتبع مخدومیدر شوق لعل تو که دلم خون ناب ریخت
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.