پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲ - ایضا له

دم نقد است مرا کوی مغان باغ بهشت

می کوثر به کف مغبچه حور سرشت

لوح رخسار تو آمد سبقم روز ازل

کلک قدرت چو سواد خط سبز تو نوشت

باده ده زانکه ز هر خانه سوی حق راهست

اگر از گوشه مسجد و گر از کنج کنشت

گر فلک خاک مرا خشت کند نیز خوشست

شاید از دور کند جا به سر خم آن خشت

کار چون کشته درودن بود آن شد دهقان

که درین مزرعه جز دانه انصاف نکشت

زال گردون چه کند جلوه گری ز اطلس چرخ

خوب از حله و افسون نشود زاهد زشت

فانیا از دم رندان شودت دل روشن

که زغال از اثر آتش تیزست انگشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴ - تتبع خواجهاز رفتن یارم بود آشوب قیامت
  2. شمارهٔ ۷۵ - ایضا لهدر دلم تیرگی از فرقت مشکین‌خالیست
  3. شمارهٔ ۷۶ - ایضا لهزهی از تاب می گل گل شگفته باغ رخسارت
  4. شمارهٔ ۷۷ - تتبع خواجهزیر نه طاق فلک غیر کجی کار کجاست؟
  5. شمارهٔ ۷۸ - تتبع شیخشام هجران مرا عکس رخ یار کجاست؟
  6. شمارهٔ ۷۹ - تتبع خواجهبیا که عرصه میخانه عشرت آبادست
  7. شمارهٔ ۸۰ - ایضا لهمنم که کنج خرابات خانقاه منست
  8. شمارهٔ ۸۱ - ایضا لهما را به جز گدایی میخانه کار چیست؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.