پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶ - ایضا له

زهی از تاب می گل گل شگفته باغ رخسارت

ز هر گلخار خاری در دل عشاق بیمارت

بدان رخسار و قامت گر نمایی جلوه در گلشن

قیامت افتد از قامت ز رعنایی رفتارت

به دام زلف هر سو دانه خالت عجب نبود

اگر مرغان باغ قدس را سازی گرفتارت

بدان سان حسن و استغنای خوبی گر نگه داری

حق یاری امیدم آنکه باشد حق نگهدارت

مرا شد عشق و قسمت شد ترا زهد و ریا ای شیخ

به کار من مرا بگذار و رو تو هم پی کارت!

برون از دورت ای گردون محقر کلبه ای خواهم

که می بارد غبار درد و غم از طاق زر کارت

درم بگشای پیر دیر که اینک آمدم سرخوش

به عذر توبه و تقوی بگردن بسته زنارت

گدای عشق را اندک تفقد گر کنی امروز

بود ای پادشاه حسن فردا اجر بسیارت

تو ای فانی که در سر هرچه بودت رهن می‌کردی

عجب نبود که سر مانی کنون چون نیست دستارت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸ - تتبع شیخشام هجران مرا عکس رخ یار کجاست؟
  2. شمارهٔ ۷۹ - تتبع خواجهبیا که عرصه میخانه عشرت آبادست
  3. شمارهٔ ۸۰ - ایضا لهمنم که کنج خرابات خانقاه منست
  4. شمارهٔ ۸۱ - ایضا لهما را به جز گدایی میخانه کار چیست؟
  5. شمارهٔ ۸۲ - تتبع شیخملک آفاق به جز دیر مغان این همه نیست
  6. شمارهٔ ۸۳ - ایضا لهمرا که جز به خرابات عشق راهی نیست
  7. شمارهٔ ۸۴ - ایضا لهمانده در کوی مغان تا ابدم عاشق و مست
  8. شمارهٔ ۸۵ - ایضا لهدر میکده آنرا که به کف جام شراب است
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.