پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴ - ایضا له

مانده در کوی مغان تا ابدم عاشق و مست

که شدم شیفته مغبچگان روز الست

سر نهم پیش قدح همچو صراحی هر دم

در خرابات مغان تا شده ام باده پرست

رفتم از دست ز تشویر خمار ای ساقی

لطف باشد به یکی جرعه گرم گیری دست

آن میان هست در آغوش و کسی گوید نیست

وان دهن نیست به گفتار و تو پنداری هست

دلم ای مغبچه مشکن که درین دیر کهن

هست بد مست هر آن شوخ که او جام شکست

قامتم خم شده از خدمت رندان در دیر

پیر از بس سبوی باده بدوشم که نشست

زاهدا چند ریاضت کشی اینک فانی

خورد یک جام فنا وز خودی خود وادست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶ - تتبع خواجهز بحر چرخ به کشتی عمر صد خلل است
  2. شمارهٔ ۸۷ - تتبع خواجههرگز گدای میکده از شاه غم نداشت
  3. شمارهٔ ۸۸ - تتبع خواجهیارب آن مُغبَچهٔ شوخ ز میخانهٔ کیست؟
  4. شمارهٔ ۸۹ - در طور خواجهبود آب زده ساحت میدان خرابات
  5. شمارهٔ ۹۰ - تتبع خواجهدل چو پروانه ز شمع رخ جانانه بسوخت
  6. شمارهٔ ۹۱ - تتبع خواجهدید آن که پی من به خرابات فنا رفت
  7. شمارهٔ ۹۲ - تتبع خواجههر دل که نه صاف است برو فیض خرام است
  8. شمارهٔ ۹۳ - تتبع خواجهبیا که هاتف میخانه دوش پنهان گفت
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.