پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸ - ایضا له

کسی که دل ز سر زلف مشک‌سای تو بست

امید جان به لب لعل جان‌فزای تو بست

غریب کوی تو شد دل بپرس گه گاهش

چرا که رخت سفر از وطن برای تو بست

نگر تموج خون خواست نقش بند ازل

چه نقش هاست که بر لعل گون قبای تو بست

کشای چشم ترحم به سوی مقتولت

که دیده از چمن دهر از جفای تو بست

به باغ وصل مکن دلکشای بیش ای گل

چو غنچه هر که گره در دل هوای تو بست

چراست پای تو خون مرغ نامه بر گویا

سپهر نامه خونین دلم به پای تو بست

به شام هجر چو پروانه سوختی فانی

مگر که شمع سپاه از پی فنای تو بست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰ - تتبع خواجهآن کاکل مشکین که به رخ گشت حجابت
  2. شمارهٔ ۷۱ - تتبع مخدومیتیره گشتم هر که آب اندر شراب ناب ریخت
  3. شمارهٔ ۷۲ - ایضا لهدم نقد است مرا کوی مغان باغ بهشت
  4. شمارهٔ ۷۳ - تتبع مخدومیدر شوق لعل تو که دلم خون ناب ریخت
  5. شمارهٔ ۷۴ - تتبع خواجهاز رفتن یارم بود آشوب قیامت
  6. شمارهٔ ۷۵ - ایضا لهدر دلم تیرگی از فرقت مشکین‌خالیست
  7. شمارهٔ ۷۶ - ایضا لهزهی از تاب می گل گل شگفته باغ رخسارت
  8. شمارهٔ ۷۷ - تتبع خواجهزیر نه طاق فلک غیر کجی کار کجاست؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.