پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵ - ایضا له

در دهر هر که دامن پیر مغان گرفت

بهر نجات دامن او می توان گرفت

نبود دگر ز خفت دور فلک غمش

آن کاو به کوی میکده رطل گران گرفت

دل داشتم نگه ز وی اما به عشوه ای

دانم گرفت لیک ندانم چسان گرفت

آنک او متاع هر دو جهان داد وصل یافت

گفتن توان که در ثمین رایگان گرفت

در خانقاه غیر ریا چون ندید دل

شد سوی دیر و مذهب رندان ازان گرفت

خون دلم که روی زمین را گرفته بود

نبود شفق که دامنه آسمان گرفت

فانی به وصل دوست ازان روز راه برد

کو ترک هوش و عقل و دل و خانمان گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷ - ایضا لهاز تاب می دگر به سرم شعله در گرفت
  2. شمارهٔ ۶۸ - ایضا لهکسی که دل ز سر زلف مشک‌سای تو بست
  3. شمارهٔ ۶۹ - تتبع مولانا شاهیپیش جام پر می رخشنده مه را تاب نیست
  4. شمارهٔ ۷۰ - تتبع خواجهآن کاکل مشکین که به رخ گشت حجابت
  5. شمارهٔ ۷۱ - تتبع مخدومیتیره گشتم هر که آب اندر شراب ناب ریخت
  6. شمارهٔ ۷۲ - ایضا لهدم نقد است مرا کوی مغان باغ بهشت
  7. شمارهٔ ۷۳ - تتبع مخدومیدر شوق لعل تو که دلم خون ناب ریخت
  8. شمارهٔ ۷۴ - تتبع خواجهاز رفتن یارم بود آشوب قیامت
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.