پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳ - تتبع خواجه

رندان همه در کوی مغان گشته خرابت

ای مغبچه شوخ چه مست است شرابت

لطف و کرمت تیر کشیدست به تنها

ارباب وفا جان دهد از ناز و عتابت

هستی تو پری زانکه درآیی بدل و جان

در آمدن خانه کسی نیست حجابت

پرسی که چو من نیست به خوبی مه و خورشید

روشن بود ای ماه چو خورشید جوابت

در دیده اهل نظر آن چهره عیانست

جز تیره گی هستی ما نیست نقابت

در بادیه عشق ببازی نتوان رفت

کانجاست بسی صدمت و بسیار مهابت

فانی ننهی پای به سر منزل مقصود

تا نیست به جز باده هستی خور و خوابت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵ - ایضا لهدر دهر هر که دامن پیر مغان گرفت
  2. شمارهٔ ۶۶ - ایضا لهرفتی اگرچه از بر من کی گذارمت
  3. شمارهٔ ۶۷ - ایضا لهاز تاب می دگر به سرم شعله در گرفت
  4. شمارهٔ ۶۸ - ایضا لهکسی که دل ز سر زلف مشک‌سای تو بست
  5. شمارهٔ ۶۹ - تتبع مولانا شاهیپیش جام پر می رخشنده مه را تاب نیست
  6. شمارهٔ ۷۰ - تتبع خواجهآن کاکل مشکین که به رخ گشت حجابت
  7. شمارهٔ ۷۱ - تتبع مخدومیتیره گشتم هر که آب اندر شراب ناب ریخت
  8. شمارهٔ ۷۲ - ایضا لهدم نقد است مرا کوی مغان باغ بهشت
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.