پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱ - تتبع شیخ

هرگه از تب زرد یابم گلعذار خویش را

در خزان رو کرده بینم نو بهار خویش را

در عرق افتد چو جسم ناتوانش بنگرم

غرقه بحر بلا جان نزار خویش را

از حرارت چون شود نازک تنش در اضطراب

کی توانم بست چشم اشکبار خویش را

کاشکی تب خاله از لعلش به دندان برکنم

تا کنم فارغ ز رنجش لعل یار خویش را

عمر من چه بود به عمر او فزایی ای سپهر

تا حیات و جان فدا سازم نگار خویش را

روزگارم تیره شد از رنج آن مه کی شود

تا دگر بینم صفایی روزگار خویش را

فانیا چون خوش‌ترش یابی به رسم تهنیت

برفشان از جان به پای او نثار خویش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳ - تتبع خواجهمیکند وقت صبح نعره سحاب
  2. شمارهٔ ۳۴ - مخترعتو خوب و خلق تو خوب و تکلمت هم خوب
  3. شمارهٔ ۳۵ - تتبع شیخای ز رویت ماه را صدگونه تاب
  4. شمارهٔ ۳۶ - تتبع میرچشمه زندگی آمد دهن آن مه نخشب
  5. شمارهٔ ۳۷ - تتبع خواجه سلماندر چمن گل را نظاره کردم از روی حبیب
  6. شمارهٔ ۳۸ - در طور خواجهاز می طلوع کرد چو در ساغر آفتاب
  7. شمارهٔ ۳۹ - در طور خواجهبهر عمر جاودان شد هر که را چیزی سبب
  8. شمارهٔ ۴۰دل چو آید از فروغ برق آن عارض به تاب
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.