پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵ - تتبع شیخ

ای ز رویت ماه را صدگونه تاب

مه مگو باشد سخن در آفتاب

غیر در کویت عذابم می کند

هیچکس نشنیده در جنت عذاب

تا ندیدم خواب در چشمم ز اشک

چشمرا اکنون نمی بینم به خواب

در تن خاکی است از لعل تو جوش

خاک را در جوش می آرد شراب

چون خیال دیدن رویت کنم

در دل افتد ضعف از بس اضطراب

پیر دیر و مغبچه مستم کنند

خوش دلم در میکده از شیخ و شاب

فانیا در قطع وادیهای عشق

از جگر باید غذا وز دیده آب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷ - تتبع خواجه سلماندر چمن گل را نظاره کردم از روی حبیب
  2. شمارهٔ ۳۸ - در طور خواجهاز می طلوع کرد چو در ساغر آفتاب
  3. شمارهٔ ۳۹ - در طور خواجهبهر عمر جاودان شد هر که را چیزی سبب
  4. شمارهٔ ۴۰دل چو آید از فروغ برق آن عارض به تاب
  5. شمارهٔ ۴۱ - مخترعساقیا باده چو ریزی به قدح بهر طرب
  6. شمارهٔ ۴۲ - در طور خواجهشگفت چون گل رخسار ساقی از می ناب
  7. شمارهٔ ۴۳ - مخترعز تب مباد صداعی بدان جوان یارب
  8. شمارهٔ ۴۴ - اختراعچون به دیر آمد ز بهر خم شکستن محتسب
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.