پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱ - مخترع

ساقیا باده چو ریزی به قدح بهر طرب

کی طربناک شوم گر نرسانیش به لب

عجب آن نیست که از لعل تو یابیم حیات

بی لبت اینکه بود زندگی اینست عجب

زر خرید تو بود یوسف مصری در حسن

نسبت بنده بشه نیست بجو ترک ادب

طلب نقطه موهوم دهانت کردم

خردم گفت که آنجا که نباشد مطلب!

عرق آن ذقن است آب خضر کز لب او

گشت مایل به ترشح سوی چاه غبغب

عقل کز عشق گریزد چه تعجب باشد؟

پیر عقل است بر عشق چو طفل مکتب

ز قلندروشی است این سر و پا برهنگی

کفش و دستار به می جمله کزو شد امشب

سبب رفعت دونان ز فلک جستم گفت:

سبب این دان که نیارند ز ما جست سبب

زند میخواره که در دیر شرابش قوت است

قربتش جستن فانی است ز قرب مشرب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳ - مخترعز تب مباد صداعی بدان جوان یارب
  2. شمارهٔ ۴۴ - اختراعچون به دیر آمد ز بهر خم شکستن محتسب
  3. شمارهٔ ۴۵ - اختراعزهی قد و عذارت سر به سر خوب
  4. شمارهٔ ۴۶ - در طور مخدومی نورامن وز هجر مهی ناله و فغان هر شب
  5. شمارهٔ ۴۷ - در طور مخدومیبه مستی در دلم گردد خیال روی یار امشب
  6. شمارهٔ ۴۸ - در طور خواجهمنم و میکده و مغبچه مست امشب
  7. شمارهٔ ۴۹ - در طور خواجهما هم از بزم صبوح آمد برون مست خراب
  8. شمارهٔ ۵۰ - تتبع خواجهمطلب صبح ازل طلعت درویشان است
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.