پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶ - تتبع میر

چشمه زندگی آمد دهن آن مه نخشب

بهر سیراب شدن سبزه خط رسته به آن لب

طفل مکتب شده پیر خرد اندر ره عشق

شوخ من جلوه کنان چونکه خرامد سوی مکتب

سر ما را چه ره آنکه بفتراک ببندی

همچو گوی این شرفش بس که رسد برسم مرکب

کی به نعل سم رخشت مه نو هست بر ابر

کین ز سیم است و وی از چهره عشاق مذهب

ای اجل رنجه شو اکنون که ز بیماری هجران

بهر خان دادنم آمد همه اسباب مرتب

فانیا مطلب تو درد فنا شد چه در آیی

جز می صافی روشن ز کف مغبچه مطلب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸ - در طور خواجهاز می طلوع کرد چو در ساغر آفتاب
  2. شمارهٔ ۳۹ - در طور خواجهبهر عمر جاودان شد هر که را چیزی سبب
  3. شمارهٔ ۴۰دل چو آید از فروغ برق آن عارض به تاب
  4. شمارهٔ ۴۱ - مخترعساقیا باده چو ریزی به قدح بهر طرب
  5. شمارهٔ ۴۲ - در طور خواجهشگفت چون گل رخسار ساقی از می ناب
  6. شمارهٔ ۴۳ - مخترعز تب مباد صداعی بدان جوان یارب
  7. شمارهٔ ۴۴ - اختراعچون به دیر آمد ز بهر خم شکستن محتسب
  8. شمارهٔ ۴۵ - اختراعزهی قد و عذارت سر به سر خوب
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.