پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۰

ای چشم ترا جانب هر ذره نگاهی

وی در دل هر ذره ز مژگان تو راهی

هر چند که گریان ترم از ابر بهاری

در کشت امیدم نشود سبز گیاهی

کی جان بسلامت برم از معرض خوبان

من یکتن و این قوم جفا پیشه سپاهی

ای رشحه ی فیض قلمت آیت رحمت

درکش قلمی بر گنه نامه سیاهی

ما عاجز و از هر طرفی سنگ ملامت

دریاب که غیر از تو نداریم پناهی

فریاد که از حسرت آیینه رویت

می سوزم و نتوان زدن از بیم تو آهی

محروم ز طوف حرمت کیست فغانی

آواره غلامی ز در دولت شاهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۲سرم در راه آن سرو خرامان خاک بایستی
  2. شمارهٔ ۵۷۳بگشای پرده از گل رخسار اندکی
  3. شمارهٔ ۵۷۴تو و حسن و کامرنی من و عشق و نامرادی
  4. شمارهٔ ۵۷۵با غمت سازم که روزی غمگسار من شوی
  5. شمارهٔ ۵۷۶مرا در دیده جان آن پری رخسار بایستی
  6. شمارهٔ ۵۷۷دلا در عشق جانان خواری و خونخوارگی اولی
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.