پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۶

مرا در دیده جان آن پری رخسار بایستی

خرام او دمی در چشم من صد بار بایستی

خلد بی روی او از هر گلی در دیده ام خاری

اگر خاریست باری زان گل رخسار بایستی

بسرو و سوسن خود باغبان بسیار می نازد

ترا گاهی گذاری جانب گلزار بایستی

دریغست آتش عشق تو در دلهای آسوده

تمام این شعله در جان من افگار بایستی

من دلخسته را گل بر سر بالین چکار آید

بحالم یکنظر زان نرگس بیمار بایستی

ز خوی نازک او اشک و آه من گره تا کی

دلم آتش فشان و دیده گوهر بار بایستی

علاج درد بیماران چو می‌پرسید لعل او

فغانی را در آن دم قوت گفتار بایستی

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.