پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۴۲

با یار به بوستان شدم رهگذری

کردم نظری سوی گل از بی‌‌بصری

آمد بر من نگار و در گوشم گفت:

رخسار من اینجا و تو در گل نگری؟

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۴۴بردی دلم، ای ماهرخ بازاری
  2. رباعی شمارهٔ ۱۴۵چون در دلت آن بود که گیری یاری
  3. رباعی شمارهٔ ۱۴۶ای منزل دوست، خوش هوایی داری
  4. رباعی شمارهٔ ۱۴۷در عشق، اگر بسی ملامت ببری
  5. رباعی شمارهٔ ۱۴۸از آتش غم چند روانم سوزی؟
  6. رباعی شمارهٔ ۱۴۹هر لحظه ز چهره آتشی افروزی
  7. رباعی شمارهٔ ۱۵۰هم دل به دلستانت رساند روزی
  8. رباعی شمارهٔ ۱۵۱آیا خبرت شود عیانم روزی؟
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.