پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۴۹

هر لحظه ز چهره آتشی افروزی

تا جان من سوخته‌دل را سوزی

چون دوست نداری تو بدآموزان را

ای نیک، تو این بد ز که می‌آموزی؟

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۵۱آیا خبرت شود عیانم روزی؟
  2. رباعی شمارهٔ ۱۵۲ای کرده به من غم تو بیداد بسی
  3. رباعی شمارهٔ ۱۵۳گر شهره شوی به شهر، شرالناسی
  4. رباعی شمارهٔ ۱۵۴چون خاک زمین اگر عناکش باشی
  5. رباعی شمارهٔ ۱۵۵ای کاش! بدانمی که من کیستمی؟
  6. رباعی شمارهٔ ۱۵۶گر مونس و همدمی دمی یافتمی
  7. رباعی شمارهٔ ۱۵۷گر من به صلاح خویش کوشان بدمی
  8. رباعی شمارهٔ ۱۵۸حال من خستهٔ گدا می‌دانی
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.