پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۵۵

ای کاش! بدانمی که من کیستمی؟

تا در نظرش بهتر ازین زیستمی

یا جمله تنم دیده شده، تا شب و روز

در حسرت عمر رفته بگریستمی

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۵۷گر من به صلاح خویش کوشان بدمی
  2. رباعی شمارهٔ ۱۵۸حال من خستهٔ گدا می‌دانی
  3. رباعی شمارهٔ ۱۵۹در عشق ببر از همه، گر بتوانی
  4. رباعی شمارهٔ ۱۶۰گفتم که: اگر چه آفت جان منی
  5. رباعی شمارهٔ ۱۶۱ای کرده غمت با دل من روی به روی
  6. رباعی شمارهٔ ۱۶۲تو واقف اسرار من آنگاه شوی
  7. رباعی شمارهٔ ۱۶۳هر بوی که از مشک و قرنفل شنوی
  8. رباعی شمارهٔ ۱۶۴ای لطف تو دستگیر هر رسوایی
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.