پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٣٩٨

ای نسیم صبحدم ز آنجا که لطف تست خیز

رنجه شو بگذر بدر گاه شه گردون سریر

تاج ملک و دین علی کز بدو فطرت آمدست

همدمش بخت جوان و رهنمایش رأی پیر

خسرو جمشید فر شاهی که از آغاز کار

دادش ایزد هر چه آید در تصور جز نظیر

گو منم آن کز بلندی در مدیحت شعر من

بر بیاض مه بمشک سوده بنوشته است تیر

نام نیکت چون ز شعری بگذرانیدم بشعر

چون روا داری که فکرم وقف باشد بر شعیر

چون نیم در بند افزونی طلب کردن ولیک

رأی شه دادند که باشد از کفافی نا گزیر

چون ترا بر هر چه خواهی داد ایزد دسترس

پایمردی کن بلطف ابن یمین را دست گیر

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴٠٠شهریارا آن شنیدستی که روزی در شکار
  2. شمارهٔ ۴٠١ایدل ازینجهان دلازار در گذر
  3. شمارهٔ ۴٠٢بنگر چه سرخ چشمی و شوخی همیکند
  4. شمارهٔ ۴٠٣با خرد در حجره دل دوش صحبت داشتم
  5. شمارهٔ ۴٠۴با عطارد گفتم آخر با تو دارم نسبتی
  6. شمارهٔ ۴٠۵باشد لئیم در نظر عقل چون شبه
  7. شمارهٔ ۴٠۶بر بساط امیر عز الدین
  8. شمارهٔ ۴٠٧بتجرید در شهر من شهره ام
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.