پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۴٠٢

بنگر چه سرخ چشمی و شوخی همیکند

با من کبود روی سپهر سیاه کار

بر خوان روزگار نگردم بصبر سیر

اینست کار بنده بتر زین مخواه کار

کارم تباه میکند این چرخ دون پرست

ز آن غصه کم نیافت چو دونان تباه کار

با من همی کند ز بدی هر چه میکند

با دیگریش نیست بدین رسم و راه کار

مهمان اگر رسد برم-از شرم نیستی

ماند سرم بپیش درون چون گناهکار

هست اینزمان مباشر کار آنکه نیستش

از راه طبع جز غم آب و گیاه کار

ابن یمین گشایش کارت ز حق طلب

نگشایدت ز هیچ امیر و ز شاه کار

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴٠۴با عطارد گفتم آخر با تو دارم نسبتی
  2. شمارهٔ ۴٠۵باشد لئیم در نظر عقل چون شبه
  3. شمارهٔ ۴٠۶بر بساط امیر عز الدین
  4. شمارهٔ ۴٠٧بتجرید در شهر من شهره ام
  5. شمارهٔ ۴٠٨برهان دین و حجت اسلام خواجه نصر
  6. شمارهٔ ۴٠٩چو از جهان و ز اهل جهان نداری بهر
  7. شمارهٔ ۴١٠چونکه سفر جزم کرد خسرو جمشید فر
  8. شمارهٔ ۴١١چهار رکن جهان را بساط نرد انگار
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.