پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۴٠٨

برهان دین و حجت اسلام خواجه نصر

ای منظر تو مظهر الطاف کردگار

وی آنکه خاکپای ترا شاه اختران

زیبد که تاج سر کند از بهر افتخار

من بنده در مدایح سلطان معز دین

گفتم قصیده ئی خوش و مطبوع و آبدار

اول بر آستان تواش عرضه داشتم

بردی بر آسمانش ز تحسین بیشمار

و آخر نگشت خاطر تو ملتفت بد آنک

شعرم بفر مدحت شه یابد اشتهار

زینرو چو زر ناسره در دست من بماند

هر چند بود پاکتر از در شاهوار

آری بهر کجا که روم حرفه الادب

باشد مرا ملازم و همراه و یار غار

ور نیست حرفه الادب آخر ز بهر چیست

کین بنده را ز صدمت احداث روزگار

پیوسته با عنایت چون تو مر بیئی

چون خال و زلف سیمبرانست حال و کار

شعر مرا که عرصه عالم فرو گرفت

مانند صیت معدلت شاه کامکار

حقا که در جناب افاضل مآب تو

دارم طمع که بهتر ازین باشد اعتبار

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴١٠چونکه سفر جزم کرد خسرو جمشید فر
  2. شمارهٔ ۴١١چهار رکن جهان را بساط نرد انگار
  3. شمارهٔ ۴١٢پیر مردی زنی جوان میخواست
  4. شمارهٔ ۴١٣پرهیز کن ز صحبت ارباب لوم از آنک
  5. شمارهٔ ۴١۴تا شدست این قصر خرم بزمگاه شهریار
  6. شمارهٔ ۴١۵چو دنیا کند با تو بخشش تو نیز
  7. شمارهٔ ۴١۶چون روزگار هست بتصحیف روز کار
  8. شمارهٔ ۴١٧حضرت اصحاب دنیا را مثالی گفته اند
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.