پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۴٠٣

با خرد در حجره دل دوش صحبت داشتم

شکوه ها میکردم از دوران این نیلی حصار

گه زحل و عقد او با هم سخن میراندیم

گاه میکردیم سر نحس و سعدش آشکار

گفتم آخر چیست موجب کاین سپهر دون نواز

با هنرمندان ندارد غیر خصمی هیچکار

داشت قصد آن که از پایم در آرد بیگناه

گر نمیشد دستگیر من مسیح روزگار

عالم عادل علاءالدین که از انفاس او

بر سپهر چارمین گردد مسیحا شرمسار

آنکه در قلب طبایع آن تصرف باشدش

کآرد اندر طبع دی پیدا مزاج نو بهار

و آندگر فرزند وی مولی شهاب الدین که نیست

در جهان امروز مثل او حکیمی هوشیار

آنکه لطف جانفزای او ز روی خاصیت

نوشدارو سازد از آب بن دندان مار

جان من بخشیده احسان ایشان هر دو شد

باد جان هر دو تا روز قیامت پایدار

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴٠۵باشد لئیم در نظر عقل چون شبه
  2. شمارهٔ ۴٠۶بر بساط امیر عز الدین
  3. شمارهٔ ۴٠٧بتجرید در شهر من شهره ام
  4. شمارهٔ ۴٠٨برهان دین و حجت اسلام خواجه نصر
  5. شمارهٔ ۴٠٩چو از جهان و ز اهل جهان نداری بهر
  6. شمارهٔ ۴١٠چونکه سفر جزم کرد خسرو جمشید فر
  7. شمارهٔ ۴١١چهار رکن جهان را بساط نرد انگار
  8. شمارهٔ ۴١٢پیر مردی زنی جوان میخواست
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.