پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۴٠۴

با عطارد گفتم آخر با تو دارم نسبتی

چند بد مهری کنی به زین غم کارم بخور

گفت کای ابن یمین گر قدرتی بودی مرا

کی بدینسان گشتمی گشتمی گرد جهان آسیمه سر

اکثر اوقات باشد درو بال و احتراق

بر سر تیرم همیدارد فلک زیر و زبر

رونق کارت ز دستم بر نیمآید ولیک

خواهمت گفت از سر اشفاق پندی معتبر

از کریمان چون جهان خالی همی بینی مکن

بعد از این عمر گرامی در سر بوک و مگر

در جگر خوردن بسر بر عمر و بهر یک دو نان

در پی دو نان مپوی و آبروی خود مبر

هر که میخواهد که باشد از هنر با آبروی

سهل باشد گر نباشد در کف او سیم و زر

آهن و فولاد را بنگر که چون شد آبدار

سهل باشد گر نباشد در کف او سیم و زر

آهن و فولاد را بنگر که چون شد آبدار

بر چسان هنگام ضربت میکند پیدا گهر

از کدورات حوادث چونکه ماند با صفا

آبروی کوه باشد چشمه ساران هنر

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴٠۶بر بساط امیر عز الدین
  2. شمارهٔ ۴٠٧بتجرید در شهر من شهره ام
  3. شمارهٔ ۴٠٨برهان دین و حجت اسلام خواجه نصر
  4. شمارهٔ ۴٠٩چو از جهان و ز اهل جهان نداری بهر
  5. شمارهٔ ۴١٠چونکه سفر جزم کرد خسرو جمشید فر
  6. شمارهٔ ۴١١چهار رکن جهان را بساط نرد انگار
  7. شمارهٔ ۴١٢پیر مردی زنی جوان میخواست
  8. شمارهٔ ۴١٣پرهیز کن ز صحبت ارباب لوم از آنک
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.