پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٣٢٠

غیاث دولت و دین آنکه طوطی جانرا

ز شکر سخن خوش اداش چینه بود

جهان فضل که پیر خرد به نسبت او

تهی ز جمله فضائل چو طفل دینه بود

نهال مهر و یم در میان جان همه عمر

بسان دانه دل در صمیم سینه بود

سفینه ئی برهی داد پر ز بحر گهر

سفینه ئی که در او روح را سکینه بود

سفینه ئی که در الفاظ عذب او معنی

بلطف همچو می صاف در قنینه بود

چه گفت گفت که دیباچه ئی نویس بر او

که گنجهای گهر اندر او دفینه بود

جواب دادم و گفتم مگر نئی آگاه

ز من که با من از آنسان فلک بکینه بود

که پیش صدمت دورش بنای هستی من

چنانکه بر گذر سنگ آبگینه بود

مرا که با من از اینسان ستم کند گردون

چه جای کتبت دیباچه سفینه بود

اگر قبول کند عذر من خداوندم

ز جانش ابن یمین بنده کمینه بود

ور اعتذار منش دلپذیر می ناید

روا نباشد و شرط کرم چنین نه بود

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٣٢٢غم فرزند خوردن از جهل است
  2. شمارهٔ ٣٢٣فلک آنست که یکروز بپایان نبرد
  3. شمارهٔ ٣٢۴فریاد از اینجهان که خردمند را ازو
  4. شمارهٔ ٣٢۵قصه پر غصه بر درگاه خاتون جهان
  5. شمارهٔ ٣٢۶که داند که در وحدت و انزوا
  6. شمارهٔ ٣٢٧کسی کو خموش است و پشمینه پوش
  7. شمارهٔ ٣٢٨کار چون سخت گشت بر بنده
  8. شمارهٔ ٣٢٩کی تواند بود بی وجه معاش
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.