پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ١۶٨

مدتی در طلب مال جهان کردم سعی

تا بآخر خبرم شد که ز نفعش ضررست

عوض هر چه بمن داد فلک عمر ستد

نکند فایده فریاد که اینش هدرست

عمر ضایع شده و مال نماندست بجا

انده عمر کنون از همه غمها بترست

اینزمان یکنفس عمر بملک دو جهان

نفروشم که بچشمم دو جهان مختصرست

گنجها یافته ام در دل ویران ز هنر

زانکه بحریست ضمیرم که سراسر گهر ست

مایل ملک قناعت چو شدم دانستم

که هنر هر چه زیادت شود ان دردسرست

از بدو نیک جهان هر چه ترا پیش آید

غم مخور شاد بزی زانکه جهان در گذرست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ١٧٠ما را حکایتی عجب افتاد با ملک
  2. شمارهٔ ١٧١مرا صورت از لغوه گر کج شود
  3. شمارهٔ ١٧٢معنی طلب که بر در و دیوار صورتست
  4. شمارهٔ ١٧٣مرا مذهب اینست گیری تو نیز
  5. شمارهٔ ١٧۴مخور ای ابن یمین غم چو وفاقت برسد
  6. شمارهٔ ١٧۵نکند عمر خویشتن ضایع
  7. شمارهٔ ١٧۶وزیر مشرق و مغرب مگر نمیداند
  8. شمارهٔ ١٧٧وزیر شاه نشان ای یگانه دو جهان
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.