پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ١٧٠

ما را حکایتی عجب افتاد با ملک

ناید بیان حالت آنهم بشرح راست

در عمرها بکلی آن کس نمیرسد

اما چه گویمت که زجز وی آن چه خاست

خاطر بسوخت زاتش فکرم که هر صباح

وجه معاش را جهتی روشن از کجاست

جستم ز پیر عقل درین باب اشارتی

تا چیست آنکه درد مرا موجب دواست

گفتا که اهل فضل چو پیل اند و جای نیک

گر نیست بیشه درگه میمون پادشاست

اکنون ز بیشه قطع نظر کرده ام بکل

ورچه نیاز من سوی درگاه کبریاست

درگاه شاه مشرق و مغرب نظام دین

خورشید آسمان جهان سایه خداست

شاها بحال من نظری کن ز راه لطف

قلب مرا ز تو نظر لطف کیمیاست

شد مدتی مدید که خاک جناب تو

در چشم رنج دیده من بنده توتیاست

تو خود بگو که با چو تو شاهی هنر پناه

بی بهره از کفاف چو من بنده کی رواست

ابن یمین که بلبل گلزار مدح تست

از لطف طبع تو نسزد این که بینواست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ١٧٢معنی طلب که بر در و دیوار صورتست
  2. شمارهٔ ١٧٣مرا مذهب اینست گیری تو نیز
  3. شمارهٔ ١٧۴مخور ای ابن یمین غم چو وفاقت برسد
  4. شمارهٔ ١٧۵نکند عمر خویشتن ضایع
  5. شمارهٔ ١٧۶وزیر مشرق و مغرب مگر نمیداند
  6. شمارهٔ ١٧٧وزیر شاه نشان ای یگانه دو جهان
  7. شمارهٔ ١٧٨والاضیاء دین توئی آنکس که آفتاب
  8. شمارهٔ ١٧٩هر که رنجی کشید و گنج نهاد
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.