پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ١٧۶

وزیر مشرق و مغرب مگر نمیداند

که منصبی که مرا هست هیچکس را نیست

بر آستانه جاه و جلال و قدرت تو

ثری بتربیت او کم از ثریا نیست

مشیر مملکتش راستی نمیشاید

کسی که در همه عالم کسیش همتا نیست

نه ز آن قبل که ز افراد روزگار بود

ازین قبیل که گفتن صریح یارا نیست

بزرگوار وزیرا خدیو خلق توئی

بحال بنده چرا یکزمانت پروا نیست

بحضرت تو که دریا نمونه ایست ازو

بغیر بنده کرا آرزو مهیا نیست

بلی جناب تو دریا و موج پر گهرست

ولی چه سود کز آن هیچ بهره ما نیست

من ار ز گوهر دریای جود محرومم

گناه بخت منست این گناه دریا نیست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ١٧٨والاضیاء دین توئی آنکس که آفتاب
  2. شمارهٔ ١٧٩هر که رنجی کشید و گنج نهاد
  3. شمارهٔ ١٨٠هر یکی از شهان بوقت شکار
  4. شمارهٔ ١٨١هر که در کارها مشاوره کرد
  5. شمارهٔ ١٨٢هر که در صبح از بگه خیزی
  6. شمارهٔ ١٨٣هر که را در جهان همی بینی
  7. شمارهٔ ١٨۴هر چه داری بخور و بذل کن و باک مدار
  8. شمارهٔ ١٨۵هر کس که حال دینی و عقبی شناخت او
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.