پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ١۶٣

مرا بدرگه دولت پناه سرور عهد

که با جلالت قدرش سپهر اعلا نیست

امید عاطفت آورد ز آنکه میگفتند

که در جهان بفتوت کسیش همتا نیست

بلی ز هر چه شنیدم هزار چندانست

ولی چه سود کز آن هیچ بهره ما نیست

نمیکند نظر مرحمت بابن یمین

ز حال ابن یمینش خبر همانا نیست

جناب حضرت والاش هست دریائی

که چون محیط سپهرش کرانه پیدا نیست

بغیر بنده نبینی بر آن لب دریا

کسیکه مشرب عذبش ازو مهنا نیست

من ار ز ساحل آن تشنه باز میگردم

گناه بخت منست این گناه دریا نیست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ١۶۵مرا بلبل طبع شیرین نفس
  2. شمارهٔ ١۶۶مطبخی ایست ناگوار مرا
  3. شمارهٔ ١۶٧منم ابن یمین ذاتی که او را
  4. شمارهٔ ١۶٨مدتی در طلب مال جهان کردم سعی
  5. شمارهٔ ١۶٩مرا نیمه نانی که در خور بود
  6. شمارهٔ ١٧٠ما را حکایتی عجب افتاد با ملک
  7. شمارهٔ ١٧١مرا صورت از لغوه گر کج شود
  8. شمارهٔ ١٧٢معنی طلب که بر در و دیوار صورتست
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.