پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ١١١

دانی بزرگمهر حکیم جهان چه گفت

بشنو که بشنود سخن هر که عاقل است

گر مرگ در پی است‌، اَمَلَت ابلهی بوَد

ور حق بود قضا و قدر‌، سعی باطل است

ور مکر سیرت است که در نفس آدمی است

کآنرا شناختن به یقین کار مشکل است

پس بودن ایمن از همه‌کس نفس خویش‌را

کشتن به‌دست خویش چو زهر هلاهل است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ١١٣دی مرا گفت محترم یاری
  2. شمارهٔ ١١۴دیدم آنکس را که باز همتش
  3. شمارهٔ ١١۵در جهان هیچ به از عزلت و تنهائی نیست
  4. شمارهٔ ١١۶در بهشت است هر که در وطنش
  5. شمارهٔ ١١٧دی گفت دوستی که مرا موی رو سفید
  6. شمارهٔ ١١٨در زبان فارسی فرقی میان دال و ذال
  7. شمارهٔ ١١٩رزق مقسوم و وقت معلومست
  8. شمارهٔ ١٢٠رسد ایدل بتو روزی تو بیسعی ولیک
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.