پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ١٢٠

رسد ایدل بتو روزی تو بیسعی ولیک

از گدا طبعی خویشت هوس خواستن است

چه نشینی بهوس مار صفت بر سر گنج

از سر جمله سرانجام چو برخاستن است

رو قناعت کن و در تربیت حرص مکوش

که مغیلان نه چو سرو از پی پیراستن است

رنج بر جان چه نهی بهر جان آرائی

این خود آراسته بیزحمت آراستن است

در جهان پوشش و خوردست کزان نیست گزیر

زین فزون خواستنت عمر بغم کاستن است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ١٢٢رسید نامه نامی ببنده ابن یمین
  2. شمارهٔ ١٢٣ز یاری در خماری باده جستم
  3. شمارهٔ ١٢۴ز آنها که خبث باطن ایشانت ظاهرست
  4. شمارهٔ ١٢۵زدم از کتم عدم خیمه بصحرای وجود
  5. شمارهٔ ١٢۶زهد و عفت کز صفات عاشقان صادقست
  6. شمارهٔ ١٢٧سر اکابر عالم علاء دولت و دین
  7. شمارهٔ ١٢٨سود دنیا و دین اگر خواهی
  8. شمارهٔ ١٢٩شاعرانی که پیش ازین بودند
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.