پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ١٢۴

ز آنها که خبث باطن ایشانت ظاهرست

ابن یمین مرنج که بدشان سرشت و خوست

گر طعنه ئی زنند بر اشعار عذب تو

اینفرقه عوام که بعضی نه خاص اوست

درهم مشو که بیهنر از غایت حسد

بر اهل فضل در همه ابواب عیبجوست

خواهند تا چو طوطی طبعت شکر فشان

گردند لیک مغز شناسد خرد ز پوست

هر چند هست تازه و تر سبزه دمن

هرگز کجا چو سرو سهی بر کنار جوست

گو یکتن از تمامت حساد بد گهر

کاو راز صد سخن که بگوید یکی نکوست

خاقانی فصیح درین یکدو بیت نغز

گفته‌ست بشنوید که او بس لطیف گوست

خاقانی آنکسان که طریق تو میروند

زاغند و زاغ را روش کبک آرزوست

گیرم که مار چوبه کند تن بشکل مار

کو زهر بهر دشمن و کو مهره بهر دوست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ١٢۶زهد و عفت کز صفات عاشقان صادقست
  2. شمارهٔ ١٢٧سر اکابر عالم علاء دولت و دین
  3. شمارهٔ ١٢٨سود دنیا و دین اگر خواهی
  4. شمارهٔ ١٢٩شاعرانی که پیش ازین بودند
  5. شمارهٔ ١٣٠شنیدم صفات تو عاشق شدم
  6. شمارهٔ ١٣١شهریارا کامکارا یک سخن ز ابن یمین
  7. شمارهٔ ١٣٢شکر ایزد اگر نماند زرم
  8. شمارهٔ ١٣٣صاحبا همت تو یکچندی
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.