پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ١٢٩

شاعرانی که پیش ازین بودند

گر ز منشان بجاه برتری است

این نه تنها ز شعر دان که مرا

با یکایک درین برابری است

اینزمان نیز شاعران هستند

که تو گوئی که هر یک انوری است

لیک پیوسته با هنرمندان

رسم گردون دون ستمگری است

من گرفتم عطاردم بهنر

کو هنر را کسی که مشتری است

تا بنزدیک اهل عصر کنون

مرد بلجی فروش جوهری است

زین پس ابن یمین تو از گل و مل

گر مسیحی طلب کنی خری است

پی کن اسب فصاحت از پی آنک

رسم ابناء دهر خرخری است

بیتکی حسب حال من بشنو

که ترا زان عظیم یاوری است

نیست اندر زمانه محمودی

ورنه هر گوشه صد چو عنصری است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ١٣١شهریارا کامکارا یک سخن ز ابن یمین
  2. شمارهٔ ١٣٢شکر ایزد اگر نماند زرم
  3. شمارهٔ ١٣٣صاحبا همت تو یکچندی
  4. شمارهٔ ١٣۴صاحبا بنده را بخدمت تو
  5. شمارهٔ ١٣۵صاحبا گر چه از ضعیفی تن
  6. شمارهٔ ١٣۶صاحب اعظم کریم الدین سر گردنکشان
  7. شمارهٔ ١٣٧صحت و امن هست و وجه معاش
  8. شمارهٔ ١٣٨عالیجناب حضرت دستور شه نشان
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.