پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ١٣٢

شکر ایزد اگر نماند زرم

بحر طبعم هنوز پر گهرست

نزد جوهر شناس بینا دل

عقد در چون بود چه جای زرست

ماه را در منازل علوی

فکر من پیشوا و راهبرست

ز آتش خاطر اثیر وشم

شعله آفتاب یک شررست

ذهن صافیم لوح محفوظ است

کز رموز فلک بر او صورست

نکته های لطیف من چون می

در مزاج عقول کارگرست

طوطی طبع عقل اول را

سخن خوشگوار من شکرست

چه سخن گویم از هنر با کس

سخن من معرف هنرست

سخن اینست گو بگوی جواب

هر کرا اندرین سخن نظرست

کج نشین راست گو بده انصاف

با جزالت نگر چگونه ترست

با چنین حالها که من دارم

بهتر از جمله حالتی دگرست

که اگر تاج منتی با آن

بر سر من نهند درد سرست

فارغم از جهان و هر چه دروست

چون سر انجام جمله بر گذرست

لیکن این روزگار سفله نواز

نیک بد مهر و سخت کینه ورست

ناوکی کز کمان چرخ جهد

سینه من به پیش آن سپرست

میکشم جور چرخ حادثه زای

وز همه حادثاتم این بترست

کافتاب جهان غیاث الدین

از من دلشکسته بیخبرست

آن هنر پروری که ابن یمین

در ره او کمینه خاک درست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ١٣۴صاحبا بنده را بخدمت تو
  2. شمارهٔ ١٣۵صاحبا گر چه از ضعیفی تن
  3. شمارهٔ ١٣۶صاحب اعظم کریم الدین سر گردنکشان
  4. شمارهٔ ١٣٧صحت و امن هست و وجه معاش
  5. شمارهٔ ١٣٨عالیجناب حضرت دستور شه نشان
  6. شمارهٔ ١٣٩عماد دولت و دین ای وزیر زاده ملک
  7. شمارهٔ ١۴٠فرزند خواجه در هنر از خواجه کمترست
  8. شمارهٔ ١۴١فخر آل مصطفی سید لطیف الدین توئی
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.