پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ١٣۴

صاحبا بنده را بخدمت تو

سخنی هست عرضه خواهم داشت

مهر مهر تو بر نگین دلش

چند سال است تا زمانه نگاشت

هرگز از شیوه هوا داری

یکسر موی در خلل نگذاشت

بدگمانش که سر بدولت تو

خواهد از خاک بر فلک افراشت

راستی صد امید داشت بتو

خود کج آمد هر آنچ می پنداشت

چون ندید از تو هیچ تربیتی

فکر بر حال روزگار گماشت

شد یقینش که خدمت مخلوق

نرساند بشام قوت ز چاشت

هر که داند که خالقی دارد

کم مخلوق بایدش انگاشت

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ١٣۶صاحب اعظم کریم الدین سر گردنکشان
  2. شمارهٔ ١٣٧صحت و امن هست و وجه معاش
  3. شمارهٔ ١٣٨عالیجناب حضرت دستور شه نشان
  4. شمارهٔ ١٣٩عماد دولت و دین ای وزیر زاده ملک
  5. شمارهٔ ١۴٠فرزند خواجه در هنر از خواجه کمترست
  6. شمارهٔ ١۴١فخر آل مصطفی سید لطیف الدین توئی
  7. شمارهٔ ١۴٢فاقه را کرده باشد استقبال
  8. شمارهٔ ١۴٣فرزند و نور دیده من ایکه در سخن
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.