پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ١٢٧

سر اکابر عالم علاء دولت و دین

توئیکه رأی تو بر آفتاب طعنه زن است

ز عکس مشعله رأی عالم آرایت

هزار تاب درین شمع نیلگون لگن است

حکایتیست مرا بر تو عرضه خواهم داشت

چگونه عرضه ندارم چه جای تن زدن است

جهانیان همه را اعتقاد بود چنان

که خواجه منبع رایست و مجمع فطن است

چو بر سرایر احوالشان وقوف افتاد

که نزد او شبه برتر ز لؤلؤ عدن است

ازین سبب همه را اعتقاد باطل شد

شود هر آینه باطل چو اندرین سخن است

گمان برند که جنسیت است علت ضم

از آنکه جنس طلبکار جنس خویشتن است

بزرگوار وزیرا چه لطف طبع است این

که سرو پیش تو کمتر ز سبزه دمن است

ولی ز روی حقیقت تو نیز معذوری

شکایت از تو ندارم گناه بخت من است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ١٢٩شاعرانی که پیش ازین بودند
  2. شمارهٔ ١٣٠شنیدم صفات تو عاشق شدم
  3. شمارهٔ ١٣١شهریارا کامکارا یک سخن ز ابن یمین
  4. شمارهٔ ١٣٢شکر ایزد اگر نماند زرم
  5. شمارهٔ ١٣٣صاحبا همت تو یکچندی
  6. شمارهٔ ١٣۴صاحبا بنده را بخدمت تو
  7. شمارهٔ ١٣۵صاحبا گر چه از ضعیفی تن
  8. شمارهٔ ١٣۶صاحب اعظم کریم الدین سر گردنکشان
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.