پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ١١٧

دی گفت دوستی که مرا موی رو سفید

بس زود گشت گر چه که آنهم تباه نیست

لیکن هنوز موسم آن نیستت برو

مور اخضاب کن که بشرع این گناه نیست

دادم جواب و گفتمش ای آنکه در جهان

از دوستان یکی چو توام نیکخواه نیست

دانی سر خضاب چرا نیستم از آنک

باز سفید کم ز کلاغ سیاه نیست

هر چند شام موسم آرام و راحتست

میدان یقین که خوبتر از صبحگاه نیست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ١١٩رزق مقسوم و وقت معلومست
  2. شمارهٔ ١٢٠رسد ایدل بتو روزی تو بیسعی ولیک
  3. شمارهٔ ١٢١روز بازار فضل کاسد شد
  4. شمارهٔ ١٢٢رسید نامه نامی ببنده ابن یمین
  5. شمارهٔ ١٢٣ز یاری در خماری باده جستم
  6. شمارهٔ ١٢۴ز آنها که خبث باطن ایشانت ظاهرست
  7. شمارهٔ ١٢۵زدم از کتم عدم خیمه بصحرای وجود
  8. شمارهٔ ١٢۶زهد و عفت کز صفات عاشقان صادقست
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.