پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ١٠٢

چنان سزد که ز کار جهان نفور بود

کسیکه پیرو گفتار مردم داناست

ز بیوفائی گیتی اگر نئی آگاه

بقصر خواجه نگه کن که اندرو پیداست

درین سرا و درین صفه و درین مسند

بسی امیر نشست و وزیر ازو برخاست

توهم روی و نمانی درین سرا جاوید

گرت خوش آید و ورنه منت بگفتم راست

چو اختیار نداری بسان ابن یمین

نکوتر از همه کارت رضای دل بقضاست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ١٠۴چرخ دولابست دور آسمان
  2. شمارهٔ ١٠۵چون سفیهی زبان دراز کند
  3. شمارهٔ ١٠۶چشم مهر از فلک سفله چه داری چو ازو
  4. شمارهٔ ١٠٧چیست آن برگی که شاخ دانش از وی بی برست
  5. شمارهٔ ١٠٨حالت مال و علم اگر خواهی
  6. شمارهٔ ١٠٩خدائی که بنیاد هستیت را
  7. شمارهٔ ١١٠در جهان هر چه میکنند عوام
  8. شمارهٔ ١١١دانی بزرگمهر حکیم جهان چه گفت
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.