پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ١٠٣

چیزیکه رفت رفت مکن یاد ازو دگر

زیرا که تازه کردن غم کار عقل نیست

تا نقد روزگار تو را کم زیان شود

بگذر از آن متاع که دربار عقل نیست

خار عقال عقل بیفکن زبار دل

غم یار آن کسی است که او یار عقل نیست

مانند بلبلان همه بی برگ و بینواست

هر دل که خستگی وی از بار عقل نیست

خوش روزگار ابن یمین کش خدای داد

آزادگی از آن که گرفتار عقل نیست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ١٠۵چون سفیهی زبان دراز کند
  2. شمارهٔ ١٠۶چشم مهر از فلک سفله چه داری چو ازو
  3. شمارهٔ ١٠٧چیست آن برگی که شاخ دانش از وی بی برست
  4. شمارهٔ ١٠٨حالت مال و علم اگر خواهی
  5. شمارهٔ ١٠٩خدائی که بنیاد هستیت را
  6. شمارهٔ ١١٠در جهان هر چه میکنند عوام
  7. شمارهٔ ١١١دانی بزرگمهر حکیم جهان چه گفت
  8. شمارهٔ ١١٢دی شنیدم که ابلهی میگفت
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.