پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ١٠٠

جمعی اقاربم طمع خام بسته اند

در ملک ریزه ئی که بدانم تعیش است

زینگونه ناپسند کجا مرتکب شود

هرگز کسی که با خرد و رای وباهش است

اندوهناک و خشمگن است از طمع مدام

هر یک ازین گروه که گویا و خامش است

من قانعم هر آنچه مرا میدهد خدای

کارم از آن مدام نشاط است و رامش است

قانع همیشه خرم و طامع دژم بود

بار طمع مکش که گران سنگ و خرکش است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ١٠٢چنان سزد که ز کار جهان نفور بود
  2. شمارهٔ ١٠٣چیزیکه رفت رفت مکن یاد ازو دگر
  3. شمارهٔ ١٠۴چرخ دولابست دور آسمان
  4. شمارهٔ ١٠۵چون سفیهی زبان دراز کند
  5. شمارهٔ ١٠۶چشم مهر از فلک سفله چه داری چو ازو
  6. شمارهٔ ١٠٧چیست آن برگی که شاخ دانش از وی بی برست
  7. شمارهٔ ١٠٨حالت مال و علم اگر خواهی
  8. شمارهٔ ١٠٩خدائی که بنیاد هستیت را
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.