پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۱

در تپش‌آباد دهر حیرت دل لنگر است

مرکز دور محیط آب رخ‌گوهر است

چرخ ز سرگشتگی‌گرد سحر سازکرد

سودن صندل همان شاهد دردسر است

لاف هنر بیهده‌ست تا ننمایی عمل

تیغ نگردد چنارگر همه تن جوهر است

نیست غبار اثر محرم جولان ما

کز عرق شرم عجز راه فضولی تر است

رشتهٔ ساز امید درگره عجز سوخت

شوق چه شوخی‌کند ناله نفس‌پرور است

رهرو تسلیم را، راحله افتادگی

قافلهٔ عجز را خاک شدن رهبر است

تا به قبولی رسی دامن ایثارگیر

شامهٔ آفاق را صیت‌کرم عنبر است

بحث عدو را مده جز به تغافل جواب

زانکه حدیث درشت درخورگوش کر است

دام تپشهای دل حسرت سیر فناست

شعلهٔ بیتاب ما بسمل خاکستر است

روی‌که‌دارد عرق‌، دیده‌سرشک آشناست

زلف‌که در تاب‌رفت نسخهٔ‌دل ابتر است

چاک‌گریبان ما سینه به صحراگشود

تنگی خلق جنون این همه وسعتگراست

بیدل از این انجمن سرخوش دردیم و بس

بزم چو باشد شراب آبله‌اش ساغر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۳شعلهٔ بی‌بال وپر سجده گر اخگر است
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۴وحشت مدعا جنون ثمر است
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۵به خوان لذت دنیا گزند بسیار است
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۶اشک یک لحظه به مژگان بار است
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۷خواب در چشم و نفس بر دل محزون بار است
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۸رزق‌، خلوتگه اندیشهٔ روزی‌خوار است
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۹ز دهر نقد تو جز پیچ وتاب دشوار است
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۰ز گریه‌، سیریِ چشمِ پر آب دشوار است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.