پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۴۸

دوری مقصد دمید از سرکشیدنهای من

نقش پاگم‌کرد پیش پا ندیدنهای من

چون نفس از هستی خود در غبار خجلتم

کز جهانی برد آسایش تپیدنهای من

الفت هستی چو صبحم نردبان وحشت است

چین دامن نیست جز بر خویش چیدنهای من

شور محشر گوش خلقی وانکرد اما چه سود

اندکی نزدیک می‌خواهد شنیدنهای من

شمع ماتمخانهٔ یاسم زاحولم مپرس

بی‌تو در آغوش مژگان سوخت دیدنهای من

خاکساری آبیارم چون نهال‌گرد باد

گرد می‌گردد بلند از قدکشیدنهای من

سیر جیب امن امکان بود بی‌سعی‌ گداز

همچو شمع آمد به‌کار از هم چکیدنهای من

پا به دامن دارم و جولان حرص آسوده نیست

خاک افسردن به فرق آرمیدنهای من

ریشهٔ وامانده‌م‌، رنگ نمو گم کرده‌ام

با رگ یاقوت می‌جوشد دوبدنهای من

چون ثمر بیدل به چندین ریشه جولان امید

تا شکست خود رسید آخر رسیدنهای من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۵۰فلک نبست ره صبح لاابالی من
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۵۱انفعال باطن خاموش دارد بوی خون
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۵۲ببینم تاکی‌ام آرَد جنون زین دامگه بیرون
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۵۳جنون ما بیابانهاست از آوارگی بیرون
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۵۴ز پرده آیی اگر از قبای تنگ برون
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۵۵گر ز بزم‌، آن بت ساقی لقب آید بیرون
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۵۶ای اثرهای خرامت چشم حیران درکمین
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۵۷به‌کنج ابروی دلدار خال فتنه کمین
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.